من بس ام شده اینها همه
بس ام شده من
من روی تخت بیمارستان
یا وقت رقص
همه اش یادم نمیرود که
من بس ام شده
کمی جرات کن مرا....
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
من بس ام شده اینها همه
بس ام شده من
من روی تخت بیمارستان
یا وقت رقص
همه اش یادم نمیرود که
من بس ام شده
کمی جرات کن مرا....
خیلی وقته دورم...
نمیدونم چرا به این زودی تابستون شده...
من اما هنوز سردمه
گرمم کن...
دیشب
دلم برای دستهام سوخت
گمان میکردند خوابم
وپس از
تمام
رفتن ها
ناباورانه
گوشه های تاریک اتاق را
دنبال تو میگشتند...
اول این نوشته رویه جا خوندم ...خیلی پیش..یادم نمیاد
بقیه اش مال اونه اون اون .................
حسودی نمیکنم
نقطه
نه من هرگز حسودی نمی کنم
نقطه
به پیراهنت
نقطه
یا به دستگیره در خانه ات
نقطه
یا حتی به آینه ای که هر صبح...
نقطه
نه حسودی نمیکنم
من تنها
به لبه ی آن لیوان
لبه ی آن لیوان
آن لیوان
بی نقطه
بیهوده س وگرنه سنگواره ها اینقد تکرار نمیشدن...
بمیری هم باید فتح بشن ...
به او و فقط او :
تمام روز
پشت به آینه و روبروی سیاه موهایم
تو را جستم
میان انگشتهای گره خورده ام
جای پای تو بود
سر بکش از آینه ها ...
(هرچی ما تولید میکنیم راکد میمونه.سنگ واره میشه.فقط برای دیگرون فعال میمونه.
چیزی که آدم میسازه ٬هرچی زمان میگذره٫ ازش از هر چیز دیگه ئی دورتر می شه...)
مرد اتفاقی
یاسمینا رضا/ص۱۱۲
چیزی در من منجمد شده
و در خلوتهام
این یخ زدگی
تا نوک انگشتها
و زیر پلکهام بالا میآید ...
من بانوی قندیل های یخی شده ام
به ...
مر مر تمام شد!
دیشب خواب دیدم
کسی میرود
وبه انتهای هجرت تلخش
طنابی آویخته
که ابتدایش از حلق من است!
***
به تکرار هزارباره این ذکر تازه
دوباره میخوابم:
"به هفتصد وپنجاه روز پیش خودم باز خواهم گشت"
این برگ کوچک خشکیده
این زرد
باز شروع توست
بهتر از این نمیشود!
وسط خیابان...
ومن
با یک پای مانده در هوا
معطل ذهنم
تا مرورش را تمام کند...
به همه دوستان عزیزی که بدون اسم وآدرس پیام میزارن:
آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
من با این کلمه های یتیمی که فقط خیره میشن تو چشمهای آدم چیکار کنم؟!!!!!!!!